ای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجی [آپدیت شد]
ای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجیدر دولت خاقان نتوان کرد خلافتبا قد تو زیبا نبود سرو به نسبتبا روی تو نیکو نبود مه به اضافتسعدی
ای عقل نگفتم که تو در عشق نگنجیدر دولت خاقان نتوان کرد خلافتبا قد تو زیبا نبود سرو به نسبتبا روی تو نیکو نبود مه به اضافتسعدی
تا کی روم از عشق تو شوریده به هر سویتا کی دوم از شور تو دیوانه به هر کویصد نعره همیآیدم از هر بن موییخود در دل سنگین تو نگرفت سر مویبر یاد بناگوش تو بر باد دهم جانتا با...
آن که هلاک من همیخواهد و من سلامتشهر چه کند ز شاهدی کس نکند ملامتشمیوه نمیدهد به کس باغ تفرجست و بسجز به نظر نمیرسد سیب درخت قامتشکاش که در قیامتش بار دگر بدیدمیک...
زاندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب رااول مرا سیراب کن، وآن گه بده اصحاب رامن نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از اینروزِ فراق دوستان، شبخوش بگفتم خواب را...مق...
صراف سخن باش و سخن بيش مگوچيزي که نپرسند تو از پيش مگوسعدی
من از تو صبر ندارم که بی تو بنشینم کسی دگر نتوانم که بر تو بگزینم بپرس حال من آخر چو بگذری روزی که چون همیگذرد روزگار مسکینم من اهل دوزخم ار بی تو ز...
ای یار ناسامان من ، از من چرا رنجیده ای؟ و ای درد و ای درمان من ، از من چرا رنجیده ای؟ ای سرو خوش بالای من ،از من چرا رنجیده ای؟ لعل لبت حلوای من ، از من چرا رنجیده ای؟ ب...
من اگر نظر حرامست بسی گناه دارمچه کنم نمیتوانم که نظر نگاه دارم
هر یک از دایره جمع به راهی رفتندما بماندیم و خیال تو به یک جای مقیم..
ور هـنـری داری و هـفـتـاد عـیـبدوسـت نـبـیـنـد بـه جـز آن یـک هـنـر
ای که هـرگـز فـرامـشـت نـکـنـمهـیـچـت از بـنـده یـاد مـیآیـد ؟
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده