زاندازه بیرون تشنهام ساقی بیار آن آب را
اول مرا سیراب کن، وآن گه بده اصحاب را
من نیز چشم از خواب خوش بر مینکردم پیش از این
روزِ فراق دوستان، شبخوش بگفتم خواب را...
مقدارِ یار همنفس چون من نداند هیچ کس
ماهی که بر خشک اوفتد قیمت بداند آب را...
سعدی چو جورش میبری نزدیک او دیگر مرو!
ای بیبصر! من میروم؟ او میکشد قلاب را
سعدی
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده