ز می نام و نشان تا هست باقی
ز می نام و نشان تا هست باقیمن و میخانه و مینا و ساقیخوشست از دست خوبان صفاهانمی شیرازی و رطل عراقیعلاج تلخکامان چون ندارندنکو رویان به این شیرین مذاقیبه غیر از من ترا ...
ز می نام و نشان تا هست باقیمن و میخانه و مینا و ساقیخوشست از دست خوبان صفاهانمی شیرازی و رطل عراقیعلاج تلخکامان چون ندارندنکو رویان به این شیرین مذاقیبه غیر از من ترا ...
در چمن جلوه گر ای سرو قد ساده کنیسرو را بندۂ آن قامت آزاده کنیرخ نمایی و ربائی دل و گردی پنهانآدمی زاده ای و کار پریزاده کنیعمرها شد که به راه توام افتاده که توهر به ع...
خواجه در آرزوی عمر درازکه رسد ناگهش زمانه فرازملک الموت گویدش در گوشکه فراز آمد آن زمان درازخسته گرددش هر دو دست قویبسته کرددش هر دو دیدۂ بازگویدش روز عیش رفت مبالگو...
بر وی درازتر شود این آرزو و آزچندانکه مردمی بزید در جهان درازپند ستوده عرب است آنکه مرد راگردد جوان چو پیر شود آرزو آزبر رشتۂ دراز امل خواجه می تنیدناگه گسیخت رشته ک...
اگر یار جانی ز من جان پذیردبدین نقد کم کارم آسان پذیردتوان گفت آن دلبر نیک سیرتچو من بی سر و پا هزاذان پذیردعجب نبود از آن که نفس کریمیز احسان خطای ضعیفان پذیردبسودای ...
تا هست تیغ کلها در برق و رعد نیسانتا هست سوز دلها در زلف و جعد جانانتا با فساد باشد همواره کون عالمتا با وعید باشد پیوسته وعد یزداندر مجلس بزرگان خالی مباد هرگزپی...
بسی ز اهل وفا گر چه از جفا کشتیبه این جفا که مرا می کشی که را کشتیبرای غیر مرا کشتی آفرین بر توکه بهر خاطر بیگانه آشنا کشتیز شادی غم من وز غم جدائی تومرا جدا و رقیب مرا ج...
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم ز محرمان سراپرده وصال شوم ز بندگان خداو...
بزار سیر نگاهت کنم مثل ماه بزار عشق تو باشه واسم گناه تو ، زیباترین اشتباه منی بزار باتو رد شم ازین اشتباه
به چشمات پرکشید،چشمای خسته م دلم آروم گرفت ، توآشیونِت شدم مثل پرنده ، آسمونی چه پروازی بشه ، تو آسمونت
ازم دوری ، میگی وابسته میشم چرافک میکنی تنهات میزارم درسته عشقمون انکارپذیرنیست ولی جزتو کسی رو من ندارم دلم مختص تو ، چشمام براهت هوس جایی نداره توی قلبم به چشمات ...
مسافر شهر کبود باخاطرات تلخ و سرد خدابهمراهت عزیز دیگه تمومه بغض ودرد برو خدا پشت و پنات اما دیگه تنهام نزار برگردکنارم خیلی زود تنهاییمو یادم نیار
تموم زندگیم هستی خداعشقو بهم داده میدونم که خدا خیلی منو با عشق دوس داره تموم قلب من جاته فقط جای تو و بارون بگیر دستامو محکم تر به قلبم تکیه کن خاتون
واسه آغوش یک دریا نگاه تو بازم کم بود خداروسجده کردم من که عشقت مثل مرهم بود همینکه توی دنیامی واسم آرامش محضه تورو خواستم واسه یک عمر توهستی، توی هر لحظه
توچشمات اشکو حس کردم دوباره چرا آرامش چشمات بهم ریخت! کسی لرزونده دستاتو تو سرما یا دنیا عشقو تو دستات کم ریخت!
نگاه صبحو بخشیدم به چشمای قشنگ تو تنم خورشیدو بوسیدو نگاهم شد به رنگ تو توخورشید منی امروز شبا ماه شبم میشی توسرمای زمستونیم مثه گرمای آتیشی
دلم میگیره از خودم از بی ریاییم سادگیم اونقدر گلوم بغض داره که گریه م گرفت از زندگیم چیزی نمیخوام از کسی دلسوزی و ترحمی موندم ، کجای فکرتم که اینجورازمن دلخوری
چشام اشک داره نجاتم بده تواین کوچه، باز، داره بارون میاد تو گرم کن منو چون خداراضیه دلم چتردستاتو امشب میخواد هوای دلم بیقرارت شده مثه حس روزای پاییزی ام چشام خیسه ...
همه لرزش دست و دلم از آن بود که که عشق پناهی گردد، پروازی نه گریز گاهی گردد …
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت روزی که کمترین سرود بوسه است و هر انسان برای هر انسان برادری ست
من ز دنیا، تو را برگزیدم رنج بی حد بپایت کشیدم تا شود سبز، باغ امیدم جان ز تن رفت و نیرو ز پایم
بی خبر بودی از زاری من غافل از رنج بیداری من فارغ از درد و غمخواری من و آنهمه ندبه و ناله هایم …
خاتون من حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم ، یک بوسه ، یک نگاه حتی ، حرامم باد اگر تو عاشق من نباشی…
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده