جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی را
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم زندگانی را و گم کردم جوانی راکنون با بار پیری آرزومندم که برگردمبه دنبال جوانی کوره راه زندگانی رابه یاد یار دیرین کاروان گ...
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم زندگانی را و گم کردم جوانی راکنون با بار پیری آرزومندم که برگردمبه دنبال جوانی کوره راه زندگانی رابه یاد یار دیرین کاروان گ...
ای آتش سودای تو خون کرده جگرهابر باد شده در سر سودای تو سرهادر گلشن امید به شاخ شجر منگلها نشکفند و برآمد نه ثمرهاای در سر عشاق ز شور تو شغبهاوی در دل زهاد ز سوز تو اث...
صیادان تور را به ساحل می کشیدند دریا پنجه می زد برای نجات ماهی ها
تا مهر تو را به خود دلِ تنگ گرفت رسم دل تو پیروی از سنگ گرفت سرخی لبت به ذات خود قائم نیست از خون دل عاشق من رنگ گرفت
دیگر با معشوقه ام در کوه های جهان قدم نمی زنم این روزها دختری هستم از صلیب سرخ که درهای زندان را می گشاید
تاریخ؛ تعداد مردگانش را رُند می کند هزار و یک نفر تبدیل می شود به هزار نفر گویی آن یک نفر هرگز وجود نداشته است
می خواهم بمیرم می خواهم یک میلیارد بار بمیرم و در جهانی برخیزم که در آن هر انسانی بیش از یک بار نمیرد!
این گونه که صدا می زنی مرا درخت پیر حیاط را هم صدا کن شکوفه می دهد می دانم اگرچه در پاییز
دوستت دارم مثل گرفتن ستاره با مشت مثل کودکی ... مثل احتمال دیدن ستارۀ دنباله دار مثل میانسالی ... مثل امکان وقوعت مثل مرگ
پنج وارونه چه معنا دارد ؟ خواهر کوچـکم ایـن را پرسـید! مـــن بــــــــــــــه او خــــنــدیـــــدم . کــمـی آزرده و حــیــرت زده گــفــت : روی دیــــــوار و درخـ...
خــــرم آن روز کـــــز ایـــن منـــزل ویــــران بـــــروم راحت جان طلبـــــم و از پــــی جـــانان بــــروم گـــر چــه دانم کــه بــه جایی نبـرد راه غریب مـن به ب...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده