خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست

به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست

به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست وفا مصاحب دیرینه ی محبت ماست تو و خلاف مروت خدا نگه دارد به ما جفای تو از بخت بی مروت ماست بسا گدا به شهان نرد عشق باخته&

نظر ۰ بازدید ۱۵۹
بار فراق بستم و ، جز پای خویش را

بار فراق بستم و ، جز پای خویش را

بار فراق بستم و ، جز پای خویش راکردم وداع جملهٔ اعضای خویش را گویی هزار بند گران پاره می‌کنمهر گام پای بادیه پیمای خویش را در زیر پای رفتنم الماس پاره ساختهجر تو س...

نظر ۰ بازدید ۱۴۹
دلم دارد به چین کاکلش سد گونه حیرانی

دلم دارد به چین کاکلش سد گونه حیرانی

دلم دارد به چین کاکلش سد گونه حیرانی به عالم هیچکس یارب نیفتد در پریشانی ز ما سد جان نمی‌گیری که دشنامی دهی ز آن لب به سودای سبک‌روحان مکن چندین گرانجانی ...

نظر ۰ بازدید ۱۱۲
کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را

کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را ...

نظر ۰ بازدید ۱۳۹
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما

ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما از تیغ بی ملاحظهٔ آه ما بترس اولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما در آه ما نهفته خزان و بها...

نظر ۰ بازدید ۱۵۳
ن آن مرغم که افکندم

ن آن مرغم که افکندم

ن آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را به یک پرواز بی‌هنگام کردم مبتلا خود رانه دستی داشتم بر سر نه پایی داشتم در گل به دست خویش کردم این‌چنین بی‌دست و پا خود ...

نظر ۰ بازدید ۱۳۸
ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باش

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار باش دلبر تو جاودان بر در دل حاضر استروزن دل برگشا حاضر و هشيار باش نيست کس آگه که يار کی بنمايد جمالليک تو با...

نظر ۰ بازدید ۱۷۱
اگر خورشید خواهی سایه بگذار

اگر خورشید خواهی سایه بگذار

اگر خورشید خواهی سایه بگذار چو مادر هست شیر دایه بگذار چو با خورشید هم‌تک می‌توان شد ز پس در تک زدن چون سایه بگذار چو همسایه است با جان تو جانان ...

نظر ۰ بازدید ۱۸۸
نه تو می مانی  نه اندوه

نه تو می مانی نه اندوه

نه تو می مانی نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذ شت غصه هم خواهد رفت آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...

نظر ۰ بازدید ۱۱۹
عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک

عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاکعشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاکعشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهارعشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دارعشق گاهی یک تلنگر بر زلال تن...

نظر ۰ بازدید ۱۴۲
اکنون زمان گریستن است

اکنون زمان گریستن است

اکنون زمان گریستن است ، اگر تنها بتوان گریست یابه رازداری دامان تو اعتمادی اگر بتوان داشت با این همه به زندان من بیا که تنها دریچه اش به حیاط دیوانه خانه می گشاید

نظر ۰ بازدید ۱۸۸
شما که زیبائید تا مردان

شما که زیبائید تا مردان

شما که زیبائید تا مردان زیبایی را بستایند و هر مردی که به راهی می شتابد جادویی لبخندی از شماست و هر مرد در آزادگی خویش به زنجیر زرین عشقی ست پای بست عشق تان را به م...

نظر ۰ بازدید ۱۹۴
ما در ظلمت‌ایم

ما در ظلمت‌ایم

ما در ظلمت‌ایمبدان خاطر که کسی به عشق ما نسوختما تنهاییم چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواندعشق‌های معصوم ، بی‌کار و بی انگیزه‌اندو دوست داشتن از سفرها...

نظر ۰ بازدید ۱۶۷
عید آمده سربه سبزه وگل بزنیم

عید آمده سربه سبزه وگل بزنیم

عید آمده سربه سبزه وگل بزنیم با برگ شقایقی تفال بزنیم هر چند که دوریم زهم با دم عشق بین دلمان تا به ابد پل بزنیم

نظر ۰ بازدید ۱۴۷
سیه چشمی به کار عشق استاد

سیه چشمی به کار عشق استاد

سیه چشمی، به کار عشق استاد،به من درس محبت یاد می داد!مرا از یاد برد آخر، ولی منبجز او، عالمی را بردم از یاد!

نظر ۰ بازدید ۱۵۶
 ای عشق همه بهانه از توست

ای عشق همه بهانه از توست

ای عشق همه بهانه از توست من خامشم این ترانه از توست آن بانگ بلند صبحگاهی وین زمزمه ی شبانه از توست من انده خویش را ندانم این گریه ی بی بهانه از توست ای آتش جان پکباز...

نظر ۰ بازدید ۱۷۱
چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزم

چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزم

چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزم وین آتش خندان را با صبح برانگیزم گر سوختنم باید افروختنم باید ای عشق یزن در من کز شعله نپرهیزم صد دشت شقایق چشم در خون دلم دا...

نظر ۰ بازدید ۲۵۱
هوا چکیده ی نورست در شب مهتاب

هوا چکیده ی نورست در شب مهتاب

هوا چکیده ی نورست در شب مهتاب ستاره خنده ی حورست در شب مهتاب سپهر جام بلوری است پر می روشن زمین قلمرو نورست در شب مهتاب زمین زخندهٔ لبریز مه نمکدانی اس...

نظر ۰ بازدید ۱۹۳
اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم ترا

اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم ترا

اگر به بندگی ارشاد می‌کنیم ترا اشاره‌ای است که آزاد می‌کنیم ترا تو با شکستگی پا قدم به راه گذار که ما به جاذبه امداد می‌کنیم ترا درین محیط، چو ق...

نظر ۰ بازدید ۱۷۶
یک بار بی خبر به شبستان من درآ

یک بار بی خبر به شبستان من درآ

یک بار بی خبر به شبستان من درآ چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ از دوریت چو شام غریبان گرفته‌ایم از در گشاده‌روی چو صبح وطن درآ مانند شمع، جامهٔ فان...

نظر ۰ بازدید ۱۵۹
دانسته‌ام غرور خریدار خویش را

دانسته‌ام غرور خریدار خویش را

دانسته‌ام غرور خریدار خویش را خود همچو زلف می‌شکنم کار خویش را هر گوهری که راحت بی‌قیمتی شناخت شد آب سرد، گرمی بازار خویش را در زیر بار منت پرتو ن...

نظر ۰ بازدید ۱۴۷




۱
 ... 
۷۸۹۱۰۱۱
 ... 
۸۵




medca360Cosmetic surgery in iran
لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل

  میزان بلاگ   |   Telegram Premium SMM Panel   |   ساخت وبلاگ   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   خرید کتراک   |   خرید آنتی ویروس  


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده