درد عشـق ار چه دل از خلق نهـان می دارد [آپدیت شد]
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشتای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیستدرد عشـق ار چه دل از خلق نهـان می داردحافظ این دیـده گـریان تو بی چیزی نیستحافظ
دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشتای گل این چاک گریبان تو بی چیزی نیستدرد عشـق ار چه دل از خلق نهـان می داردحافظ این دیـده گـریان تو بی چیزی نیستحافظ
در مسجد و میخانه خیالت اگر آیدمحراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازمگر خلوت ما را شبی از رخ بفروزیچون صبح بر آفاق جهان سر بفرازمحافظ
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیمسخن اهل دل است این و به جان بنیوشیمنیست در کس کرم و وقت طرب میگذردچاره آن است که سجاده به می بفروشیمخوش هواییست فرح بخش خدایا بفرس...
شب وصل است و طي شد نامه هجرسلام فيه حتي مطلع الفجر دلا در عاشقي ثابت قدم باشكه در اين ره نباشد كار بي اجر من از رندي نخواهم كرد توبهولو آذينتي بالهجر و الحجر برآي اي ...
چرا نه در پی عزم دیار خود باشم چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم به شهر خود روم و شهریار خود باشم ز محرمان سراپرده وصال شوم ز بندگان خداو...
مرو به خانه ارباب بیمروت دهر که گنج عافیتت در سرای خویشتن است بسوخت حافظ و در شرط عشقبازی او هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین روز غلام است گو شمع میارید در این جمع که امشب در مجلس ما ماه رخ دوست تمام است در مذهب ما باده حلال است ولیکن ...
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست شب تـار است و ره وادی ایمـــن در پیش آتش طــور کـــجا موعــــد دیــدار کــــجاست هــر کــــه آمـــد به ج...
راهیست راه عشـــق کـــه هیچش کـــــناره نیست آن جـــا جــز آن کـــه جـان بسپارند چـاره نیست هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست…
مژده دادندکه بر ما گذری خواهی کردنیت خیر مگردان که مبارک فالیستحافظ
مباش در پی ِآزار و هرچه خواهی کنکه در شریعت ما، غیر از این گناهی نیست
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده