ای غره ماه از اثر صنع تو غرا
ای غره ماه از اثر صنع تو غراوی طره شب از دم لطف تو مطرانوک قلم صنع تودر مبدا فطرتانگیخته برصفحهٔ کن صورت اشیاسجاده نشینان نه ایوان فلک راحکم تو فروزنده قنادیل زوایاهم...
ای غره ماه از اثر صنع تو غراوی طره شب از دم لطف تو مطرانوک قلم صنع تودر مبدا فطرتانگیخته برصفحهٔ کن صورت اشیاسجاده نشینان نه ایوان فلک راحکم تو فروزنده قنادیل زوایاهم...
خون سیاوشهر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیمروز خود با شب غم دست در آغوش کنیمدوش، شب در خم گیسوش به پایان آمدامشب از زلف سخن تا به سر دوش کنیمبلبلانیم که گر لب بگشائیم ا...
جوانی شمع ره کردم که جویم زندگانی رانجستم زندگانی را و گم کردم جوانی راکنون با بار پیری آرزومندم که برگردمبه دنبال جوانی کوره راه زندگانی رابه یاد یار دیرین کاروان گ...
چون نیست هیچ مردی در عشق یار ما راسجاده زاهدان را درد و قمار ما راجایی که جان مردان باشد چو گوی گردانآن نیست جای رندان با آن چکار ما راگر ساقیان معنی با زاهدان نشینندم...
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآشده نزدیک که هجران تو، مارا بکشدگرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآکردهای عهد که بازآیی و ما را بکشیوقت آن...
ای نفس خرم باد صبااز بر یار آمدهای مرحباقافله شب چه شنیدی ز صبحمرغ سلیمان چه خبر از سبابر سر خشمست هنوز آن حریفیا سخنی میرود اندر رضااز در صلح آمدهای یا خلافبا قد...
خیام اگر ز باده مستی خوش باشبا ماه رخی اگر نشستی خوش باشچون عاقبت کار جهان نیستی استانگار که نیستی چو هستی خوش باش******برخیز و بیا بتا برای دل ماحل کن به جمال خویشتن مشک...
هی های شمس تبریز، خاموش باش ناطقتا جان خویشتن را، زان شادمان ببینیبگذار این جهان را، تا آن جهان ببینیای دل زجان گذر کن، تا جان جان ببینیتا نگذری ز دنیا، هرگز رسی بع...
ای دل زجان گذر کن، تا جان جان ببینیبگذار این جهان را، تا آن جهان ببینیتا نگذری ز دنیا، هرگز رسی بعقبی؟آزاد شو از اینجا، تا بی گمان ببینیگر تو نشان بجویی، ای یار اندر ا...
شب شد و هنگام خلوتگاه شدقبله عشاق روی ماه شد خواب آمد ما و منها لا شدندوقت آن بیخواب الاالله شد
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده