من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنیدقفسم برده به باغی و دلم شاد کنید فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدابنشینید به باغی و مرا یاد کنید عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورودبهر شاد...
من نگویم که مرا از قفس آزاد کنیدقفسم برده به باغی و دلم شاد کنید فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدابنشینید به باغی و مرا یاد کنید عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورودبهر شاد...
در خوردن بشر،خاک از بسکه حرص دارداز سنگ قبر هر روز دندان نو گذارد!!!!سنگ مزار عاشق سرپوش نامرادیستاین سنگ را کس ایکاش از جای برنداردبهتر رود ز سیصد الحمد و قل هو اللهصا...
همی نالم به دردا، همی گریم به زارا که ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا الا ای باد شبگیر، ازین شخص زمینگیر ببر نام و خبر گیر، ز یار نامدارا چو ر...
هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟ بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود کز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ گویی بهشت آمده از آسمان فرود دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش جنگل کبود و ک...
دست تو باز می کند پنجره های بسته را هم تو سلام می کنی رهگذران خسته را دوباره پاک کردم و به روی رف گذاشتم آینه قدیمی غبار غم نشسته را پنجره بیقرار تو ، کوچه در انتظ...
چه تعبیری ست این خواب شکسـته به دریــــا عـــکس مهتـــاب شکسته تمام سهـــم مـــن ازعشــق این بود عصـــا وعیـــنـک وقـــــاب شکسته
من گم شده ام به من کمی من بدهید یک شب به شکـایت دلـم تــن بدهید جــاری تـــراز اینــم که بمانم یکجـــا بـایـــد بـــــروم مجــال رفـتـن بدهیـد
ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمدعید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبولرحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد عید ق...
نگاه هر خیابان برگ پاییــــــــز و آوای درختان برگ پاییـــــــــز طنین خسـته ی نارنجی شهــــــــر صدای گریه باران برگ پاییــــــز
کمک کنین هلش بدیم ، چرخ ستاره پنجره رو آسمون شهری که ستاره برق خنجره گلدون سرد و خالی رو ، بذار کنار پنجره بلکه با دیدنش یه شب ، وا بشه چن تا حنجره به ما که خسته ایم بگه ...
بگذار شبی زلف درازت گیرمصد بوسه از آن سینه بازت گیرمنوشابه گاز دار خواهد دل منبگذار لبت بوسم و گازت گیرم
تو بودی که آواز را چیدی از پشت مه تو بودی که گفتی چمن می دود تو گفتی که از نقطه چین ها اگر بگذری به اَسرار خواهی رسید تو را نام بردم و ظاهر شدی تو از شعلهی گیسوانت...
همۀ گاوها گوساله به دنیا می آیند من گوساله گاو به دنیا آمدم شیرم را دوشیدند شاخم را شکستند از دباغخانه که برگشتم عزیز شدم حالا نشسته ام پشت ویترین گالری کفش سایز
رخش،گاري كشي مي كندرستم ،كنار پياده رو سيگار مي فروشدسهراب ،ته جوب به خود می پيچيدگردآفريد،از خانه زده بيرونمردان خياباني براي تهمينه بوق مي زنندابوالقاسم براي شبك...
چیزهای بزرگ در خیالم نمی گنجد به فیل که فکر می کنم خرطومش بیرون می ماند حرف های گنده تر از دهانم نمی زنم « مردم » که می گویم دمش بیرون می ماند خرطوم را به دُم گ...
نیروی جاذبه شاعران را سر به زیر کرده است بر خلاف منجم ها که هنوز سر به هوایند تمام سیب ها افتاده اند و نیوتن ، پشت وانت سیب زمینی می فروشد آهای ، آقای تلسکوپ ! گشتم ن...
دریای نگاهم به تو جاری شود ای کاش چشمان تَرم با تو بهاری شود ای کاش با این همه سختی که به ما می رسد از تو آرا همه نه ! رای تو آری شود ای کاش
شاید این پنجره را رو به عدم ساخته اند کو سواران - به کجا تاخته اند ؟یک تبر مانده "هبل" بار دگر خوار شود وزن خوب است کمی قافیه ها باخته اند
پیش از تو و دیدار رخت خاطره پیداست انگار فقط فاصله ها عاشق و شیداست بسیار سخن گفته ام ای کاش بداند شعری که به شب ساخته ام عاشق فرداست
گوشه گیری کرده بودم در خرابی های دل بار دیگر چشمهای روشنت بر دلم تابید و ... من هم راهی فردا شدم وندر آنجا هیچ کس یادم نبود ! تا که فریاد خودم دادم رسید .
اگر برای تو شعری بخوانماین شعر تا ابد با تو خواهد زیستحتی وقتی که من دیگر نباشم یا وقتی که میان ما دیگر عهدی نباشد شعر من می ماندعاشقانت تو را ترک می کنند اما شعر من...
چشم در چشم مثل گرگها مقابل نشستیم غافل از این که در خوردن آدمها ، چشمهایت حریص تر بودند
نه از خودم فرار کرده امنه از شمابه جستجوی کسی رفته ام کهمثل هیچ کس نیست نگران نباشیدیا با اوباز می گردمیا اوبازم می گرداندتا مثل شما زندگی کنم.
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافی ست تو مرا باز رساندی به یقینم ،کافی ست قانعم،بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاه گاهی که کنارت بنشینم،کافی ست گله ای نیست،من وفاصله ها ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده