بیتوتهی کوتاهیست جهان
در فاصلهی گناه و دوزخ
خورشید
همچون دشنامی بر میآید
و روز
شرمساری جبران ناپذیریست.
آه
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی
درخت،
جهلِ معصیت بارِ نیاکان است
و نسیم
وسوسهیی ست نابهکار.
مهتابِ پاییزی،
کفریست که جهان را میآلاید
چیزی بگوی
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
چیزی بگوی
هر دریچهی نغز
بر چشم اندازِ عقوبتی میگشاید.
عشق
رطوبتِ چندش انگیزِ پلشتیست
و آسمان
سر پناهی، تا به خاک بنشینی و
بر سرنوشتِ خویش
گریه ساز کنی.
آه
پیش از آن که در اشک غرقه شوم چیزی بگوی،
هر چه باشد
چشمهها
از تابوت میجوشند
و سوگوارانِ ژولیده آبروی جهاناند.
عصمت به آینه مفروش
که فاجران نیازمندتراناند.
خامُش منشین
خدا را
پیش از آنکه در اشک غرقه شوم
از عشق
چیزی بگوی!
احمد شاملو
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده