صبا را ديدم و گفتم صبا دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم تو را من
دوستت دارم
ولي افسوس و صد افسوس
زابر تيره برقي جست
که قاصد را ميان ره بسوزانيد
کنون وامانده از هر جا
دگر با خود کنم نجوا
يکي را دوست ميدارم
ولي افسوس او هرگز نميداند
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده