برخیز و بیا بتا برای دل ما
برخیز و بیا بتا برای دل ماحل کن به جمال خویشتن مشکل مایک کوزه شراب تا بهم نوش کنیمزان پیش که کوزهها کنند از گل ما***************************یک قطره آب بود و با دریا شدیک ذره خاک و...
برخیز و بیا بتا برای دل ماحل کن به جمال خویشتن مشکل مایک کوزه شراب تا بهم نوش کنیمزان پیش که کوزهها کنند از گل ما***************************یک قطره آب بود و با دریا شدیک ذره خاک و...
صیادان تور را به ساحل می کشیدند دریا پنجه می زد برای نجات ماهی ها
تا مهر تو را به خود دلِ تنگ گرفت رسم دل تو پیروی از سنگ گرفت سرخی لبت به ذات خود قائم نیست از خون دل عاشق من رنگ گرفت
دیگر با معشوقه ام در کوه های جهان قدم نمی زنم این روزها دختری هستم از صلیب سرخ که درهای زندان را می گشاید
تاریخ؛ تعداد مردگانش را رُند می کند هزار و یک نفر تبدیل می شود به هزار نفر گویی آن یک نفر هرگز وجود نداشته است
می خواهم بمیرم می خواهم یک میلیارد بار بمیرم و در جهانی برخیزم که در آن هر انسانی بیش از یک بار نمیرد!
این گونه که صدا می زنی مرا درخت پیر حیاط را هم صدا کن شکوفه می دهد می دانم اگرچه در پاییز
دوستت دارم مثل گرفتن ستاره با مشت مثل کودکی ... مثل احتمال دیدن ستارۀ دنباله دار مثل میانسالی ... مثل امکان وقوعت مثل مرگ
گر یک نفست ز زندگانی گذرد مگذار که جز به شادمانی گذرد هشدار که سرمایه سودای جهان عمرست چنان کش گذرانی گذرد
کس مشکل اسرار اجل را نگشاد کس یک قدم از دایره بیرون ننهاد من مینگرم ز مبتدی تا استاد عجز است به دست هر که از مادر زاد
بسیار بگشتیم به گرد در و دشت اندر همه آفاق بگشتیم بگشت کس را نشنیدیم که آمد زین راه راهی که برفت ، راهرو باز نگشت
هر ذره که بر روی زمینی بوده است خورشید رخی زهره جبینی بوده است گـرد از رخ آستین بـه آزرم افشان کـان هم رخ خوب نازنینی بـوده است
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده