چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دل [آپدیت شد]
چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دلبه ساق عرش فتد لرزه از تپیدن دلطلسم هستی خود هر که نشکند چو حبابنمی رسد به مقام نفس کشیدن دلفغان که نیست درین روزگار بی حاصلغمی که تنگ کند ...
چراغ ماه خطر دارد از رمیدن دلبه ساق عرش فتد لرزه از تپیدن دلطلسم هستی خود هر که نشکند چو حبابنمی رسد به مقام نفس کشیدن دلفغان که نیست درین روزگار بی حاصلغمی که تنگ کند ...
هوا چکیده ی نورست در شب مهتاب ستاره خنده ی حورست در شب مهتاب سپهر جام بلوری است پر می روشن زمین قلمرو نورست در شب مهتاب زمین زخندهٔ لبریز مه نمکدانی اس...
این چه حـرفیست که در عالم بالاست بـهـشـت ؟ هـر کجا وقت خـوش افـتـاد همانجاست بـهـشـت دورخ از تیــــرگی بـخت درون تـــــو بــود گـردرون تـیــره نباشد هـمه دنیــ...
اگر به بندگی ارشاد میکنیم ترا اشارهای است که آزاد میکنیم ترا تو با شکستگی پا قدم به راه گذار که ما به جاذبه امداد میکنیم ترا درین محیط، چو ق...
یک بار بی خبر به شبستان من درآ چون بوی گل، نهفته به این انجمن درآ از دوریت چو شام غریبان گرفتهایم از در گشادهروی چو صبح وطن درآ مانند شمع، جامهٔ فان...
دانستهام غرور خریدار خویش را خود همچو زلف میشکنم کار خویش را هر گوهری که راحت بیقیمتی شناخت شد آب سرد، گرمی بازار خویش را در زیر بار منت پرتو ن...
میتوان یافت ز سی پاره مــاه رمضان آنچه ز اسرار الهی همه در قرآن است
عمر زاهٖد همه طی شد به تمنای بهشت او نـدانـست کـه در تـرک تمناست بهشت این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت هرکجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده