جزیرهایست عشق تو
جزیرهایست عشق توکه خیال را به آن دسترس نیستخوابیست ناگفتنیتعبیر ناکردنیبهراستی عشق تو چیست ؟گل است یا خنجر ؟یا شمع روشنگر ؟یا توفان ویرانگر ؟یا ارا...
جزیرهایست عشق توکه خیال را به آن دسترس نیستخوابیست ناگفتنیتعبیر ناکردنیبهراستی عشق تو چیست ؟گل است یا خنجر ؟یا شمع روشنگر ؟یا توفان ویرانگر ؟یا ارا...
موضوع غم انگیز در خصوص زندگى، کوتاه بودن آن نیست بلکه غم انگیز آن است که ما زندگى را خیلى دیر شروع مى کنیم!
بدون تو گریستم تمام شب ها را تمام روزها را نمی توانم برای تو سالگردی بگیرم تمام تاریخ عزادار توست تمام روزها خورشید را ندیدم بعدتو پشت ابرها مانده بود مرا هم بسوی...
نام این آتش ، تنها عشق بودو عمری که داشت زیر سایه ی این سه حرفرو به زوال می رفتهزاران هزار نیستی در این سه حرفهزاران ترک شدن در سه حرفنامش تو بودو اگر می ماندی ، ما می ...
تو مثل لاله ی پیش از طلوع دامنه ها - که سر به صخره گذارد٬ غریبی و پاکی ترا ٬ ز وحشت توفان ٬ به سینه می فشرم عجب سعادت غمناکی!
کنون رؤیای ما باغی است بن هر جاده اش میعادگاهی خرم و خوش بو سر هر شاخه اش گلبرگ های نازک لبخند به ساق هر درختش یادگاری ها و با هر یادگاری نقش یک سوگند کنون رؤیای ما باغ...
رندانه زود خیزید غوغا کنیم غوغاهر جا که عاقلی هست شیدا کنیم شیدادر پرده چند رقصیم تا خویشتن پرستیمدستی زنیم دستی افشا کنیم افشادر کوی نیکنامان نام و نشان نداریمخود ر...
چو یاد میکنم آن کاروان شیدا را به گام های جوان سنگ های خارا را امید من همه آن بود روزگارانی که آبشار کنم واژه های تنها را ز شور و شیفتگی چنگ می زدم بر راه چو گرد باد ...
هر چه بودی هر چه بودم .دم مزن .!گفتم به چشم" تا به دریا خاک راهت را نمی ، رفتم به چشم ساحل امن و قرارم موج گیرد دم به دم در دل دّر ذره گشتم ذره را سفتم به چشم شرق را تسخر ...
ز سوز عشق من جانت بسوزدهمه پیدا و پنهانت بسوزد ز آه سرد و سوز دل حذر کنکه اینت بفسرد وانت بسوزد مبر نیرنگ و دستان پیش آن کوبه صد نیرنگ و دستانت بسوزد به دست خویشتن شم...
گفتم عقلم گفت که حیران منستگفتم جانم گفت که قربان منست گفتم که دلم گفت که آن دیوانهدر سلسله ی زلف پریشان منست
بکشت غمزه ی آن شوخ بیگناه مرا فکند سیب زنخدان او به چاه مرا غلام هندوی خالش شدم ندانستم کاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا دلم بجا و دماغم سلیم بود ولی ...
قصه ی درد دل و غصهٔ شبهای دراز صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز محرمی نیست که با او به کنار آرم روز مونسی نیست که با وی به میان آرم راز در غم و خواری ا...
جان شما جهان شما دست دوم استتصویرها در آینه ها دست دوم است بوی نمور کهنگی و نم گرفتگیپیچیده است، بس که هوا دست دوم است در روزنامه ها خبری نیست، هرچه هستیا راست نیست،...
از شدت جوگرفتگی جنبه نداشتاو کار به کار جمعه و شنبه نداشت چرخی زد و برقی زد و افتاد از پااین معرکه غیر پهلوان پنبه نداشت!
جان شما جهان شما دست دوم استتصویرها در آینه ها دست دوم است بوی نمور کهنگی و نم گرفتگیپیچیده است، بس که هوا دست دوم است در روزنامه ها خبری نیست، هرچه هستیا راست نیست،...
آن گرنج و آن شکر برداشت پاک وندر آن دستار آن زن بست خاک باز کرد از خواب زن را نرم و خوش گفت: دزدانند و آمد پای پش آن زن از دکان فرود آمد چو باد پس فلرزنگش ...
با آنکه دلم از غم عشقت خون است شادی به غم توام ز غم افزونست اندیشه کنم هر شب و گویم : یا رب هجرانش چونین است ، وصالش چون است ؟
گل ناز پرپر من ، آخرین همسفر من جای لب های قشنگت ، مونده روی دفتر من ای که شعر تلخ اشکات ، قصه ی غربت من بود عینهو نفس کشیدن ، دیدنت عادت من بود تو یه حرف تازه بودی وا...
شب من پنجره ای بی فرداروز من قصه ی تنهایی هامانده بر خاک و اسیر ساحلماهی ام ، ماهی دور از دریاپای من خسته از این رفتن بودقصه ام ، قصه ی دل کندن بوددل به هر کس که سپردم د...
همین که پیش هم باشیم،همین که فرصتی باشه همین که گاهی چشمامون،تو چشم آسمون واشه همین که گاهی دنیار و با چشمای تو می بینم همین که چشم به راه تو میون آینه می شینم بازم ح...
خیالتو می دزدم از تو شبستون خواب تو ابرا پنهون میشم یه وقت نبینه مهتاببارون میشم می بارم تو آسمون چشماتکه رو زمین به یاد همه بمونه چشمات بخوای نخوای فقط تو بیای نیای ...
از کفر من تا دین تو ، راهی به جز تردید نیست ! دلخوش به فانوسم مکن ، اینجا مگر خورشید نیست ؟... با حس ویرانی بیا ... تا بشکند دیوار من چیزی نگفتن بهتر است ، تکرار طوطی وار...
ایران به آتش میکشد، خاموشی تاریخ را هوشیار پایان میدهد، مدهوشی تاریخ را ایران به شوق زندگی، در مرگ رویینتن شده مرد و زنش تلفیقی از، ابریشم و آهن شده ایرا...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده