يك شهر دعا کرد و بلا كم نشد امسال
يك شهر دعا کرد و بلا كم نشد امسال خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال اي ماه چه دير آمدي از راه و عجیب است دل واپس تو عالم و آدم نشد امسال پيش از تو محرم شد و پيش از تو عزا ...
يك شهر دعا کرد و بلا كم نشد امسال خون شد جگر خلق و محرم نشد امسال اي ماه چه دير آمدي از راه و عجیب است دل واپس تو عالم و آدم نشد امسال پيش از تو محرم شد و پيش از تو عزا ...
بمون ولي به خاطر غرور خسته ام برو برو ولي به خاطر دل شكسته ام بمون به موندن تو عاشقم به رفتن تو مبتلا شكسته ام ولي برو ، بريده ام ولي بيا چه گيج حرف مي زنم ، چه ساده د...
باز مي رسم به شهر در جهنمي ز دود با مسافرانِ خواب با قطار صبح زود خواب هاي نا تمام ، حرف هاي بين راه بي تبسم و نگاه ، بي ترانه و سرود پشت صندلي پر از نام هاي ناشناس خاط...
من تشنه ام ولی ، در کوزه آب نیستحال خراب هست، جان خراب نیستچون سایه روز و شب ، در آب و آتشمآرامش جهان ، بی اضطراب نیستجا ماندهی شما، واماندهی دل استپاداش زن...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده