خوشا پرنده که بی واژه شعر می گوید [آپدیت شد]
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گویدگذر به سوی تو کردن ز کوچه کلماتبه راستی که چه صعب است و مایه آفاتچه دیر و دور و دریغ ...محمد رضا شفیعی کدکنی
خوشا پرنده که بی واژه شعر می گویدگذر به سوی تو کردن ز کوچه کلماتبه راستی که چه صعب است و مایه آفاتچه دیر و دور و دریغ ...محمد رضا شفیعی کدکنی
گر درختی از خزان بی برگ شدیا کرخت از سورت سرمای سختهست امیدی که ابر فرودینبرگها رویاندش از فر بختبر درخت زنده بی برگی چه غموای بر احوال برگ بی درخت
پرسوختۀ شرار پرهیز توام دیوانۀ چشم فتنه انگیز توام گنجایش دیگری ندارد دل من همچون قدح شراب لبریز توام
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده