تو به من خندیدی و نمی دانستی
تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایهسیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچ...
تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچه همسایهسیب را دزدیدم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید تو به من خندیدی و نمی دانستیمن به چه دلهره از باغچ...
زان لحظه که دیده بر رخت وا کردم دل دادم و شعر عشق انشاء کردم نی، نی، غلطم، کجا سرودم شعری تو شعر سرودی و من امضاء کردم
در میان من و تو فاصله هاست گاه می اندیشم، - می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری! تو توانایی بخشش داری دستهای تو توانایی آن را دارد - که مرا زندگانی بخشد چشم ها...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده