اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشد
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشددر دام مانده باشد، صيّاد رفته باشدآه از دمي كه تنها با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشدخونش به تيغ حسرت يارب حلال باد...
اي واي بر اسيري كز ياد رفته باشددر دام مانده باشد، صيّاد رفته باشدآه از دمي كه تنها با داغ او چو لاله در خون نشسته باشم چون باد رفته باشدخونش به تيغ حسرت يارب حلال باد...
فرسوده ز نعمت شده دندان به دهانت لیک از گِله یک روز نیاسود، زبانت فرصت، که به دست تو متاع سره ای بود تیری ست که جسته ست ز آغوش کمانت خم شد قدم از بار دل خود نه ز پیری ...
فروزان کن ز رخ کاشانه ای چندبسوزان-شمعِ من!-پروانه ای چند فغانم گوش کن امشب،که فردازمن خواهی شنید افسانه ای چند خماری نیست خونِ عاشقان راسرت گَردم،بکَش پیمانه ای چ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده