اشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآ
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآشده نزدیک که هجران تو، مارا بکشدگرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآکردهای عهد که بازآیی و ما را بکشیوقت آن...
آه ، تاکی ز سفر باز نیایی ، بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآشده نزدیک که هجران تو، مارا بکشدگرهمان بر سرخونریزی مایی ، بازآکردهای عهد که بازآیی و ما را بکشیوقت آن...
روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگرهوای یار دگر دارم و دیار دگربه دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ تستچرا که عاشق تو دارد اعتبار دگرمیان ما و تو ناز و نیاز بر طرف استبه خود ...
به جور، ترک محبت خلاف عادت ماست وفا مصاحب دیرینه ی محبت ماست تو و خلاف مروت خدا نگه دارد به ما جفای تو از بخت بی مروت ماست بسا گدا به شهان نرد عشق باخته&
بار فراق بستم و ، جز پای خویش راکردم وداع جملهٔ اعضای خویش را گویی هزار بند گران پاره میکنمهر گام پای بادیه پیمای خویش را در زیر پای رفتنم الماس پاره ساختهجر تو س...
دلم دارد به چین کاکلش سد گونه حیرانی به عالم هیچکس یارب نیفتد در پریشانی ز ما سد جان نمیگیری که دشنامی دهی ز آن لب به سودای سبکروحان مکن چندین گرانجانی ...
کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را ...
ای سرخ گشته از تو به خون روی زرد ما ما را ز درد کشته و غافل ز درد ما از تیغ بی ملاحظهٔ آه ما بترس اولیست اینکه کس نشود هم نبرد ما در آه ما نهفته خزان و بها...
ن آن مرغم که افکندم به دام صد بلا خود را به یک پرواز بیهنگام کردم مبتلا خود رانه دستی داشتم بر سر نه پایی داشتم در گل به دست خویش کردم اینچنین بیدست و پا خود ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده