این گونه که صدا می زنی مرا
این گونه که صدا می زنی مرا درخت پیر حیاط را هم صدا کن شکوفه می دهد می دانم اگرچه در پاییز
دوستت دارم مثل گرفتن ستاره با مشت
دوستت دارم مثل گرفتن ستاره با مشت مثل کودکی ... مثل احتمال دیدن ستارۀ دنباله دار مثل میانسالی ... مثل امکان وقوعت مثل مرگ
مي بيني ام وقتي به مويم برف غم باشد
مي بيني ام وقتي به مويم برف غم باشد روزي كه پشتم مثل پشت كوه خم باشد با تو شبي از حسرت امروز خواهم گفت وقتي كه حرفم محض پيري محترم باشد مي گويم از روزي كه خوردم حرفهاي...
شیطان تو چرا چنین خطایی کردی
شیطان تو چرا چنین خطایی کردیهرگز نکنم به چون تویی همدردیدانم که تو شیطنت نمایی گاهیلیکن بدهم تو را چنین اگاهیشیطان به زبان مردمان چون باشینزد دگران چو طفل هستی ناشیص...
هر کس جهانش مملو از آشوب باشد
هر کس جهانش مملو از آشوب باشد باید که حالش با کسی هم خوب باشد با یک نفر باشد که حالش را بفهمد پر طاقت و پر صبر چون ایوب باشد پیش نگاهش آدمی بسیار خوب و ... و...
همه ی دلخوشی ام بود کنارت باشم
همه ی دلخوشی ام بود کنارت باشم توی تقویم خودم فصل بهارت باشم تو که دریایی و من ماهی تنگی کوچکاین چنین بود که یک عمر دچارت باشمماه بودی که شبی عکس تو در آب افتادو خدا خ...
چرا زهم بگریزیم،راهمان که یکی است
چرا زهم بگریزیم،راهمان که یکی است سکوتمان،غممان،اشک وآهمان که یکی است چرا زهم بگریزیم؟دست کم یک عمر مسیر میکده وخانقاهمان که یکی است تو گر سپیدی روزی ومن سیاهی شب ه...
خشت با تزویر بر مسند نشست
خشت با تزویر بر مسند نشستتیغ برانش دل بی بی شکستدولوی بی ارزشش با حکم خشتیافت قدرت تا کند هر کار زشتاس ها را چون که ببریدند سردر عزایش پیک شد مشکی به برهرچه را سر بود ...
وسط مهلکه و دود فراموشم کرد
وسط مهلکه و دود فراموشم کردآنکه معشوقه ی من بود فراموشم کردآنکه از شعر فقط قافیه را می فهمیددرد هایی به من افزود فراموشم کردشرط کردیم که یکباره به دریا بزنیمته این مع...
يک نگاه ساده، بيش از اين هوايى نيستم
يک نگاه ساده، بيش از اين هوايى نيستمدر خودم غرقم، به فکر آشنایی نیستمبا توأم تا با منی پس با منی تا با توأممثل تو در قید و بندِ باوفایی نیستمدوستت دارم... ولی بسیار ا...

