وبلاگ شعر و ادب پریشان

اشعار فارسی،اشعار عرفانی،اشعار عاشقانه

عناوین مطالب وبلاگ
- تموم زندگیم هستی
- واسه آغوش یک دریا
- توچشمات اشکو حس کردم دوباره
- نگاه صبحو بخشیدم
- دلم میگیره از خودم
- چشام اشک داره نجاتم بده
- همه لرزش دست و دلم
- روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
- مجال بی رحمانه اندک بود
- من ز دنیا، تو را برگزیدم
- بی خبر بودی از زاری من
- خاتون من
- کیستی که من این گونه به اعتماد نام خود را با تو می گویم
- با زمزمه ی تو
- کوه با نخستین سنگ ها آغاز می‌شود
- بیداد رفت لاله بر باد رفته را
- از نسیم سحر آموختم و شعله شمع
- به چشمک اینهمه مژگان به هم مزن یارا
- آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
- ای چشم خمارین تو و افسانه نازت
- کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
- ندار عشقم و با دل سر قمارم نیست
- خوابم آشفت و سرخفته به دامان آمد
- پنج وارونه چه معنا دارد
- دود می‌خیزد ز خلوتگاه من
- به باغ همسفران
- ماه بالای سر آبادی است
- شب بود و چراغک بود
- من مسلمانم قبله ام یک گل سرخ
- مادرم صبحی می گفت
- آب را گل نکنیم
- تهی بود نسیمی
- من نمی دانم که چرا می گویند
- زندگی خالی نیست
- چرا مردم نمی دانند
- دود می خیزد ز خلوتگاه من
- بهترین چیز رسیدن به نگاهی است
- چترها را باید بست زیر باران باید رفت
- هر کجا هستم باشم
- شاخه ها پژمرده است
- نیست رنگی که بگوید با من
- زندگی رسم خوشایندی است
- هر که با مرغ هوا دوست شود
- از هر چه می‌رود سخن دوست خوشترست
- زیر باران بیا قدم بزنیم
- تکـه یخی که عـاشـق ابــر ِ عـذاب می شود
- نه به چاهی ، نه به دام هوسی افتاده
- نقش مزار من کنید این دو سخن که شهریار
- تو اگر میدانستی
- چمدان دستِ تو و ترس به چشمان من است
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 31 32 33 صفحه بعد