درباره

وبلاگ شعر و ادب پریشان


وبلاگ شعر و ادب پریشان
▪️شعر و ادب فارسی
▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
▪️ منتخب اشعار عرفانی

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

سايه سنگ بر آينه خورشيد چرا؟
خودمانيم، بگو اين همه ترديد چرا؟
نيست چون چشم مرا تاب دمى خيره شدن
طعن و ترديد به سرچشمه خورشيد چرا؟
طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن
آن که خنديد چرا، آن که نخنديد چرا؟
طالع تيره ام از روز ازل روشن بود
فال کولى به کفم خط خطا ديد چرا؟
من که دريا دريا غرق کف دستم بود
حاليا حسرت يک قطره که خشکيد چرا؟
گفتم اين عيد به ديدار خودم هم بروم
دلم از ديدن اين آينه ترسيد چرا؟
آمدم يک دم مهمان دل خود باشم
ناگهان سوگ شد اين سور شب عيد چرا

قیصر امین پور

 

نوشته شده در يکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 18:38 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار قیصر امین پور | 57 بازدید
  • []

  • به من بگوييد
    فرزانه گانِ رنگ بوم و قلم
    چگونه
    خورشيدي را تصوير مي كنيد
    كه ترسيمش
    سراسر خاك را خاكستر نمي كند ؟

    حسین پناهی

     *****

    انسانم !
    ساکت ، چون درخت سیب !
    گسترده ، چون مزرعه ی یونجه !
    و بارور ، چون خوشه ی بلوط !
    به جز خداوند ،
    چه کسی شایسته ی پرستش من خواهد بود ؟!

     

     

    حسین پناهی

    *****

    خورشيد جاودانه مي درخشد در مدار خويش
    مایيم كه پا جاي پاي خود مي نهيم و غروب مي كنيم
    هر پسين
    اين روشناي خاطر آشوب در افق هاي تاريك دوردست
    نگاه ساده فريب كيست كه همراه با زمين
    مرا به طلوعي دوباره مي كشاند ؟

    حسین پناهی

     

    نوشته شده در يکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 18:31 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار حسین پناهی | 72 بازدید
  • []

  • اهل شعرم... اهل تنهایی و درد...
    پیشه ام فریاد است!! کاسبم... کاسب دل...
    صادراتم شادی... وارداتم غم ودرد...
    دوستانی دارم سردتر از سردی برف...
    گاه گاهی یخشان میشکند...
    گاه گاهی دلشان می سوزد... ولی از روی ترحم...
    سر زمینی دارم مردمانش همه دوست. ولی از روی ریا...
    خنده ام می گیرد!!!
    دلشان مرده ولی، لبشان خندان است...
    گله از اهل تماشا دارم... گله از این همه حاشا دارم...
    خنده ام می گیرد!!!
    من خودم اهل تماشا هستم...
    گاه گاهی دلی میسازم، میفروشم به شما...
    تا به آواز صداقت که در آن زندانیست دل بی مهر شما تازه شود...
    چه خیالی... چه خیالی...
    خوب میدانم دلتان بی مهر است...

    سهراب سپهری

    blogsazan@

    نوشته شده در يکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 18:12 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار سهراب سپهری | 43 بازدید
  • []

  • در این سرما و باران یار خوش‌تر
    نگار اندر کنار و عشق در سر
    نگار اندر کنار و چون نگاری
    لطیف و خوب و چست و تازه و تر
    در این سرما به کوی او گریزیم
    که مانندش نزاید کس ز مادر
    در این برف آن لبان او ببوسیم
    که دل را تازه دارد برف و شکر
    مرا طاقت نماند از دست رفتم
    مرا بردند و آوردند دیگر
    خیال او چو ناگه در دل آید
    دل از جا می‌رود الله اکبر

    مولانا

    نوشته شده در يکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 18:00 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار مولانا | 39 بازدید
  • []

  • آمده ام که سر نهم عشق تو را به سر برم

    ور تو بگوييم که ني ني شکنم شکر برم

    آمده ام چو عقل و جان از همه ديده ها نهان

    تا سوي جان و ديدگان مشعله نظر برم

    آمده که رهزنم بر سر گنج شه زنم

    آمده ام که زر برم زر نبرم خبر برم

    گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن

    گر ز سرم کله برد من ز ميان کمر برم

    اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم

    اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم

    آنک ز زخم تير او کوه شکاف مي کند

    پيش گشادتير او واي اگر سپر برم

    گفتم آفتاب را گر ببري تو تاب خود

    تاب تو را چو تب کند گفت بلي اگر برم

    آنک ز تاب روي او نور صفا به دل کشد

    و آنک ز جوي حسن او آب سوي جگر برم

    در هوس خيال او همچو خيال گشته ام

    وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم

    اين غزلم جواب آن باده که داشت پيش من

    گفت بخور نمي خوري پيش کسي دگر برم

    حضرت مولانا

    blogsazan@

    نوشته شده در يکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 17:57 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار مولانا | 35 بازدید
  • []

  • محمدتقی بهار

    زادروز ۱۶ آبان ۱۲۶۵
    ۷ نوامبر ۱۸۸۶
    مشهد، ایران
    پدر و مادر میرزا محمدکاظم صبوری
    مرگ ۲ اردیبهشت ۱۳۳۰
    ۲۲ آوریل ۱۹۵۱ میلادی (۶۴ سال)
    تهران، ایران
    ملیت ایرانی
    محل زندگی تهران
    جایگاه خاکسپاری گورستان ظهیرالدوله
    در زمان حکومت احمدشاه قاجار، رضاشاه پهلوی
    بنیانگذار روزنامه نوبهار، روزنامه تازه‌بهار، انجمن ادبی دانشکده
    پیشه شاعر، ادیب، مورخ، روزنامه نگار و سیاست‌مدار
    تخلص بهار

    *.*.*.*اشعار ملک الشعرای بهار*.*.*.*.*.*.
    آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد
    خلق را از طره‌ات آشفته‌تر خواهیم کرد
    اول از عشق جهانسوزت مدد خواهیم خواست
    پس جهانی را ز شوقت پر شرر خواهیم کرد
    جان اگر باید، به کویت نقد جان خواهیم یافت
    سر اگر باید، به راهت ترک سر خواهیم کرد
    هرکسی کام دلی آورده در کویت به دست
    ما هم آخر در غمت خاکی به سر خواهیم کرد
    تا که ننشیند به دامانت غبار از خاک ما
    روی گیتی را ز آب دیده تر خواهیم کرد
    یا ز آه نیمشب، یا از دعا، یا از نگاه
    هرچه باشد در دل سختت اثر خواهیم کرد
    لابه‌ها خواهیم کردن تا به ما رحم آوری
    ور به بی‌رحمی زدی، فکر دگر خواهیم کرد
    چون بهار از جان شیرین دست برخواهیم داشت
    پس سر کوی تو را پرشور و شر خواهیم کرد

    *****

    نوشته شده در يکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 17:53 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار محمد تقی بهار | 43 بازدید
  • []


  •  عضویت در گروه پریشان
    ▪️شعر و ادب فارسی
    ▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
    ▪️ منتخب اشعار عرفانی

    https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB5rqXtxjEbkTg

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 15:59 توسط : رز ابـــــی | دسته : | بازدید


  • سفارش تبليغات
    فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | اجاره منزل مبله در شیراز | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | اجاره سوئیت در شیراز | نوبت دهی پزشکان شیراز | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | منزل مبله شیراز | طلایاب | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات