درباره

وبلاگ شعر و ادب پریشان


وبلاگ شعر و ادب پریشان
▪️شعر و ادب فارسی
▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
▪️ منتخب اشعار عرفانی

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

رخ تو دخلی به مه ندارد
که مه دو زلف سیه ندارد

به هیچ وجهت قمر نخوانم
که هیچ وجه شبه ندارد

بیا و بنشین به کنج چشمم
که کس در این گوشه ره ندارد

نکو ستاند دل از حریفان
ولی چه حاصل؟ نگه ندارد

بیا به ملک دل ار توانی
که ملک دل پادشه ندارد

عداوتی نیست، قضاوتی نیست
عسس نخواهد، سپه ندارد

یکی بگوید به آن ستمگر :
« بهار مسکین گنه ندارد؟»

نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 12:31 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار محمد تقی بهار | 28 بازدید
  • []

  • شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ
    شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ

    افسانه بود معنی دیدار، که دادند
    در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ

    خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات
    مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ

    زین قوم چه خواهی؟ که بهین پیشه‌ورانش
    گهواره‌تراش‌اند و کفن‌دوز و دگر هیچ

    زین مدرسه هرگز مطلب علم که اینجاست
    لوحی سیه و چند بدآموز و دگر هیچ

    خواهد بدل عمر، بهار از همه گیتی
    دیدار رخ یار دل‌افروز و دگر هیچ

    نوشته شده در دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت 12:30 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار محمد تقی بهار | 28 بازدید
  • []

  • من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
    قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

    فصل گل می گذرد هم نفسان بهر خدا
    بنشینید به باغی و مرا یاد کنید

    عندلیبان گل سوری به چمن کرد ورود
    بهر شاد باش قدومش همه فریاد کنید

    یاد از این مرغ گرفتارکنید ای مرغان
    چو تماشای گل و لاله و شمشاد کنید

    هر که دارد ز شما مرغ اسیری به قفس
    برده در باغ و یاد منش  آزاد کنید

    آشیان من بیچاره اگر سوخت چه باک
    فکر ویران شدن خانه  صیاد کنید

    نوشته شده در يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 12:46 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار محمد تقی بهار | 36 بازدید
  • []

  • در خوردن بشر،خاک از بسکه حرص دارد
    از سنگ قبر هر روز دندان نو گذارد!!!!
    سنگ مزار عاشق سرپوش نامرادیست
    این سنگ را کس ایکاش از جای برندارد
    بهتر رود ز سیصد الحمد و قل هو الله
    صاحبدلی کز اخلاص ما را به حق سپارد

    ما کودکانی خاکیم،این خاک مادر ماست
    زین رو بود که ما را در سینه می فشارد!!

    پاداش اشک حسرت کامد به چشم عاشق
    ابریست کز پس مرگ بر تربتش ببارد

    نوشته شده در يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 12:44 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار محمد تقی بهار | 22 بازدید
  • []

  • همی نالم به دردا، همی گریم به زارا

    که ماندم دور و مهجور، من از یار و دیارا

    الا ای باد شبگیر، ازین شخص زمین‌گیر

    ببر نام و خبر گیر، ز یار نامدارا

    چو رفتم از خراسان‌، به دل گشتم هراسان

    شدم شخصی دگرسان‌، خروشان و نزارا

    به ری در نام راندم‌، حقایق برفشاندم

    ولیکن دیر ماندم‌، شده زین‌روی خوارا

    نجستم نام ازین شهر، فزودم وام از این شهر

    نبردم کام ازین شهر، به جز عیش مرارا

    بدا محکوم قهرا، درآکنده به زهرا

    پلیدا شوم شهرا، ضعیفا شهریارا

    نوشته شده در يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 12:43 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار محمد تقی بهار | 36 بازدید
  • []

  • هنگام فرودین که رساند ز ما درود؟
    بر مرغزار دیلم و طرف سپیدرود

    کز سبزه و بنفشه و گلهای رنگ رنگ
    گویی بهشت آمده از آسمان فرود

    دریا بنفش و مرز بنفش و هوا بنفش
    جنگل کبود و کوه کبود و افق کبود

    جای دگر بنفشه یکی دسته بدروند
    وین جایگه بنفشه به خرمن توان درود

    نوشته شده در يکشنبه 8 بهمن 1396 ساعت 12:42 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار محمد تقی بهار | 30 بازدید
  • []


  •  عضویت در گروه پریشان
    ▪️شعر و ادب فارسی
    ▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
    ▪️ منتخب اشعار عرفانی

    https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB5rqXtxjEbkTg

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 15:59 توسط : رز ابـــــی | دسته : | بازدید


  • صفحه قبل 1 2 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | منزل مبله شیراز | دستگاه فلزیاب | کفسابی | فلزیاب دست ساز | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | هاست ارزان | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | دکتر نوروزیان | فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | فلزیاب | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | منزل مبله شیراز | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات