درباره

وبلاگ شعر و ادب پریشان


وبلاگ شعر و ادب پریشان
▪️شعر و ادب فارسی
▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
▪️ منتخب اشعار عرفانی

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات

هوای روی تو دارم نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم
مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نگاه کن که به دست که می سپارندم
مگر در این شب دیر انتظار عاشق کش
به وعده های وصال تو زنده دارندم
غم نمی خورد ایام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بی غم نمی گذارندم
سری به سینه فرو برده ام مگر روزی
چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم
چه بک اگر به دل بی غمان نبردم راه
غم شکسته دلانم که می گسارندم
من آن ستاره ی شب زنده دار امیدم
که عاشقان تو تا روز می شمارندم
چه جای خواب که هر شب محصلان فراق
خیال روی تو بر دیده می گمارندم
هنوز دست نشسته ست غم ز خون دلم
چه نقش های که ازین دست می نگارندم
کدام مست ، می از خون سایه خواهد کرد
که همچو خوشه ی انگور می فشارندم

هوشنگ ابتهاج

نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد 1397 ساعت 12:04 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار هوشنگ ابتهاج | 5 بازدید
  • []

  •  ای عشق همه بهانه از توست
     من خامشم این ترانه از توست
     آن بانگ بلند صبحگاهی
     وین زمزمه ی شبانه از توست
     من انده خویش را ندانم
     این گریه ی بی بهانه از توست
     ای آتش جان پکبازان
     در خرمن من زبانه از توست
    افسون شده ی تو را زبان نیست
     ور هست همه فسانه از توست
     کشتی مرا چه بیم دریا ؟
     توفان ز تو و کرانه از توست
     گر باده دهی و گرنه ، غم نیست
     مست از تو ، شرابخانه از توست
     می را چه اثر به پیش چشمت ؟
     کاین مستی شادمانه از توست
    پیش تو چه توسنی کند عقل ؟
    رام است که تازیانه از توست
     من می گذرم خموش و گمنام
     آوازه ی جاودانه از توست
     چون سایه مرا ز خک برگیر
     کاینجا سر و آستانه از توست

    نوشته شده در سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت 15:19 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار هوشنگ ابتهاج | 28 بازدید
  • []

  • چند این شب و خاموشی ؟ وقت است که برخیزم
     وین آتش خندان را با صبح برانگیزم

    گر سوختنم باید افروختنم باید
     ای عشق یزن در من کز شعله نپرهیزم

     صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد
    تا خود به کجا آخر با خک در آمیزم

    چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان
     صد زلزله برخیزد آنگاه که برخیزم

    برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش
    وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم

     چون گریه گلو گیرد از ابر فرو بارم
    چون خشم رخ افزود در صاعقه آویزم

    ای سایه ! سحر خیزان دلواپس خورشیدند
     زندان شب یلدا بگشایم و بگریزم

    نوشته شده در سه شنبه 17 بهمن 1396 ساعت 15:17 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار هوشنگ ابتهاج | 35 بازدید
  • []

  • تو عجب تنگه ی عابرکُشی ای معبر عشق!

    که به جز کُشته ی عاشق نکند از تو عبور!


    نوشته شده در شنبه 19 تير 1395 ساعت 11:55 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار هوشنگ ابتهاج | 31 بازدید
  • []

  • مـی سـوخـتـم و مــرا نـمـی دیـدی

    امــروز نـگـاه کــن کـه دودم مــن...


    نوشته شده در سه شنبه 15 تير 1395 ساعت 12:20 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار هوشنگ ابتهاج | 39 بازدید
  • []

  • داغ و درد است همه نقش و نگارِ دل من

    بنگر این نقشِ به خون شسته نگارا تو بمان

    نوشته شده در شنبه 29 خرداد 1395 ساعت 16:38 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار هوشنگ ابتهاج | 30 بازدید
  • []


  •  عضویت در گروه پریشان
    ▪️شعر و ادب فارسی
    ▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
    ▪️ منتخب اشعار عرفانی

    https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB5rqXtxjEbkTg

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 15:59 توسط : رز ابـــــی | دسته : | بازدید


  • صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    سفر به ترکیه | فرش کاشان | آژانس هواپیمایی | منزل مبله شیراز | دستگاه فلزیاب | کفسابی | فلزیاب دست ساز | هتل و اقامت | دیاگ | میز کانتر | گیت کنترل تردد | نوبت دهی پزشکان شیراز | هاست ارزان | پاپ آپ نمایشگاهی | فلزیاب | دکتر نوروزیان | فلزیاب | منزل مبله شیراز | لباس هندی | سفر به تایلند| ثبت شرکت | فلزیاب | راهنمای سفر | سفر به گرجستان | منزل مبله شیراز | فلزیاب | سفر به روسیه | محمد دبیری
    X
    تبليغات