درباره

وبلاگ شعر و ادب پریشان


وبلاگ شعر و ادب پریشان
▪️شعر و ادب فارسی
▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
▪️ منتخب اشعار عرفانی

دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




گاهی گمان نمیکنی
ولی خوب می شود

                            گاهی نمی شود
                                 که نمی شود
                                 که نمی شود..

نوشته شده در جمعه 18 تير 1395 ساعت 12:00 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار قیصر امین پور | 26 بازدید
  • []

  • گفت: احوالت چطور است؟
    گفتمش: عالی است
    مثل حال گُل!
    حال گُل
    در چنگ چنگیز مغول!
     


    نوشته شده در سه شنبه 1 تير 1395 ساعت 13:14 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار قیصر امین پور | 23 بازدید
  • []

  • می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را

    می‌جویمت چنان که لب تشنه آب را

    نوشته شده در جمعه 3 ارديبهشت 1395 ساعت 11:34 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار قیصر امین پور | 26 بازدید
  • []

  • طلوع می‌کند آن آفتاب پنهانی
    ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی
    دوباره پلک دلم می‌پرد نشانه چیست
    شنیده‌ام که می‌آید کسی به مهمانی
    کسی که سبزتر از هزار بار بهار
    کسی شگفت کسی آن چنان که می‌دانی

    نوشته شده در پنجشنبه 13 اسفند 1394 ساعت 12:24 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار قیصر امین پور | 31 بازدید
  • []

  • موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است

    ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است
    تا شعله در سریم ، پروانه اخگریم
    شمعیم و اشک ما ،در خود چکیدن است
    ما مرغ بی پریم ، از فوج دیگریم
    پرواز بال ما ، در خون تپیدن است


    پر می کشیم و بال ، بر پرده ی خیال

    اعجاز ذوق ما ، در پر کشیدن است
    ما هیچ نیستیم ، جز سایه ای ز خویش
    آیین آینه ، خود را ندیدن است
    گفتی مرا بخوان ، خواندیم و خامشی
    پاسخ همین تو را ، تنها شنیدن است
    بی درد و بی غم است ، چیدن رسیده را
    خامیم و درد ما ، از کال چیدن است


    نوشته شده در چهارشنبه 7 بهمن 1394 ساعت 2:51 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار قیصر امین پور | 56 بازدید
  • []

  • سايه سنگ بر آينه خورشيد چرا؟
    خودمانيم، بگو اين همه ترديد چرا؟
    نيست چون چشم مرا تاب دمى خيره شدن
    طعن و ترديد به سرچشمه خورشيد چرا؟
    طنز تلخى است به خود تهمت هستى بستن
    آن که خنديد چرا، آن که نخنديد چرا؟
    طالع تيره ام از روز ازل روشن بود
    فال کولى به کفم خط خطا ديد چرا؟
    من که دريا دريا غرق کف دستم بود
    حاليا حسرت يک قطره که خشکيد چرا؟
    گفتم اين عيد به ديدار خودم هم بروم
    دلم از ديدن اين آينه ترسيد چرا؟
    آمدم يک دم مهمان دل خود باشم
    ناگهان سوگ شد اين سور شب عيد چرا

    قیصر امین پور

     

    نوشته شده در يکشنبه 4 بهمن 1394 ساعت 18:38 توسط : رز ابـــــی | دسته : اشعار قیصر امین پور | 33 بازدید
  • []


  •  عضویت در گروه پریشان
    ▪️شعر و ادب فارسی
    ▪️برگزیده اشعار شعرای نامی
    ▪️ منتخب اشعار عرفانی

    https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB5rqXtxjEbkTg

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در سه شنبه 6 بهمن 1394 ساعت 15:59 توسط : رز ابـــــی | دسته : | بازدید


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    ایجاد وبلاگ رایگان | پاپ آپ استند نمایشگاهی | طراحی سایت در اصفهان | هانس گروهه | عینک واقعیت مجازی | دیاگ | هاست لینوکس ارزان | طراحی سایت | ثبت آگهی رایگان | فلزیاب , فلزیاب تصویری | کانال تلگرام | طراحی وبسایت | پکیج درمان دیابت | پیش بینی مسابقات فوتبال | آگهی رایگان لینک دار | گروه تلگرامی وکلا | محمد دبیری | اینترنت پر سرعت | بانک شهر | گیت کنترل تردد | منزل مبله | دکل مهاری | طلایاب , طلایاب تصویری | دکتر نوروزیان | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
    X
    تبليغات